برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
بعد از تـــــو جهانم سرد و تاریک شد . و من چه دیر فهمیدم نام دیگر 《پـــــدر》 آفتـــــاب بود . #جبارفتاحی رستــا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
![]()
بـس که
داغهـــا
دیـده اسـت
"دلــــــــم"
لـوت
زانـو میزند
بـه مقـــابـلـم
#جبـــارفتـــاحـی_رستــــا
پی نوشت: طبق بررسی های ناسا
داغترین جای جهان ، دشت لوت در ایران میباشد
ولی به گمانم کارشناسان و مدیران ناسا از داغ دل من بی خبرند که داغترین داغهای جهان را در گوشه ی دلم جا داده ام .
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
و هر گلخوشبویی کهاز زیر خاک به آفتابسلام میدهد رابخاطرتدوست خواهم داشت .من به ریشه یتمامی گلها و درختانحسادت میکنم ،من به تمامی درختانیکه در همسایگی اتعطر تنت را رویشکوفه های پیراهنشانمی پاشند حسادت میکنم .من حسادت میکنمبه این وارثان عطرت کهبرای لحظه ای بوییدنت سراغت راباید از آنان بگیرم .آری من حسودم حسود . . .ولی همسایه هایت را دوست دارمبخاطرهمجواری با آغوش تو.من که میدانمبهار که میشود در جیب همسایه هایتعطر میکاریتا برایم پیغامی از تو بیاورند ،پس هر گل خوشبوییکه از زیر خاک به آفتابسلام میدهد را بخاطرتدوست خواهم داشت .جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
با دفتر شعرهایمخاکم کنید ....میخواهم دفترم را به دست خدا برسانمتا بخواند حدیث دردهای شبانه ام را.....و حال خدا چه دیدنی میشودوقتی ببینددفتر شعرم رابا نام توآغاز کردهامجبار فتاحی رستا
|+|
نوشته شده در سه شنبه ششم دی ۱۴۰۱ساعت 15:14  توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
من که میدانمصدای پای باران ،افتادن برگ ها ،هلهله ی هر صبح پرندگان ،سرک کشیدنهای همیشگیآفتاب ، بهانه ست . . .و چه بهانه ای بهتر ازآمدن تو . . .مهرماهی من !تو ای پاره ی تن !عطر پیراهن کنعانی اممونس و رفیق جانی امباعث هر راز و نیازمخدای کوچک و روی نمازمتو آمدی وخدا هم طعم نقاشی را چشیدگوشه ی دنجی نشستو تو را برایم کشیدبهانه ی آمدن باران و سجده ی برگو آواز پرنده و دلیل طلوع آفتاب وطعم نقاشی خداآمدنت___مبارک#جبار_فتاحی_رستا
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۴۰۰ ساعت 7:20 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
چشمـــهای خیــــسم کهشستـن نمیخــواهــند .خاطــره هـا رابایـد شسـت ،تا که شــایـدکمـــی آب بـرودحجـــم دلتنگـــی ام . . . .#جبار_فتاحی_رستاپی نوشت : شعری در جواب شعر زنده یاد استاد سهراب سپهری که میفرمایند : چشم ها را باید شست
+ نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۴۰۰ ساعت 7:30 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
او پلک میزند ومن قلم ،و آدمهای اطرافمشعر نوش جان میکردند . . .انصاف یعنیبه زیر شعرهایم ،کنار اسمم ،عکس چشمان تو هم باشد . #جبارفتاحی_رستــــــــــا
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۴۰۰ ساعت 8:13 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی


هر بار که شعری از من
بدستت رسید
بیادم فاتحه ای بخوان
من لا بلای این شعر ها
بارها برایت مرده ام .
جبــــــــــــــار فتاحی (رستا)
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی


یقین دارم
آینده گان
به #تو
ایمان می آورند .
از اعجاز
تو
باید همین کافی باشد
که درد را
هرشب
در من
به روز میکنی
#جبارفتاحی_رستــــــــا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
اولین باربا نگاهشمرا کشت ،آخرین باربا رفتنش . . .و عشق یعنیمرده ای کهباز همبرایت می میرد . . . #جبارفتاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی


میان آغوش
پنجره ی اتاقم
منتظرم و می بارم
تو بگو
چند باران و انتظار
تا آغوش
تو
فاصله دارم ؟
جبـــــار فتاحی_ رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی