خرید بک لینک
هال را باران باید،تا سیرابش کند از آب حیات و آفتاب باید تا بتاباند نیرو را و محکم کند شاخههای تازه روییده رااستاد گرامی جناب آقای انصاری نازنینم بدینوسیله مراتب کرنش و ارادتم از بابت پیگیری احوالات این شاگرد سراپا تقصیرتان را اعلام میکنم .دلسوزی، تلاش و کوشش حضرتعالی در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه با دوستان مجازی و ایجاد فضائی دلنشین برای کسب علم و دانش و درک شرایط دوستان و همراهان شما در این فضای بی انتها حقیقتاً قابل ستایش است. اینجانب بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات و خدمات ارزشمند شما استاد گرانقدر تقدیر و تشکر نمایم.از خداوند متعال برایتان سلامتی، موفقیت و همواره یاد دادن را مسئلت دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 20:04

از وقتی که رفته ایکار هر شبم شدهنگاه کردن به غریبه ها ...امشب غریبه ایاز کنارم « رد » شد،پیراهنشبوی شعر میداد،بیت نگاهش لبریز بود ازارامشیک کلبه ی چوبیاو «رد » شد ومن بیادتقبولش کردم ....قبل از توهمیشهترس داشتم از شب وسیاهی وغریبه ها ..اما بعد از توچقدر غریبه ها شبیه تر شدند.یکی مثل تو میخندددیگری شبیه تو راه میرودآن یکی را نگو که پیراهنشگیر کرد به دستگیره ی نگاهم ...و منیکه ازغریبه ها و شب واهمه داشتمکار هر شبم ،نگاه کردن به غریبه هاست ...#جبارفتاحی_رستا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 20:04

               کویر دلم
   در تمنای ابر و باران نیست
           من شاعرِ
   شعرهای خیس و بارانی ام

        جبــــــــار فتـــــــاحی _ رستا

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:49

بعد از تـــــو جهانم سرد و تاریک شد . و من چه دیر فهمیدم نام دیگر 《پـــــدر》 آفتـــــاب بود . #جبارفتاحی رستــا

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 2:48

تو چه کردی

با من آواره ی تنها و دل ریش


که نه راه

پس مانده برایم

نه راه پیش

میان دریایی از

آشنایان هستم ولی

بی تو

چه غریبم در شهر خویش


#جبارفتاحی_رستا

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:53

بـس که
داغهـــا
دیـده اسـت
"دلــــــــم"


لـوت
زانـو میزند
بـه مقـــابـلـم


#جبـــارفتـــاحـی_رستــــا


پی نوشت: طبق بررسی های ناسا
داغترین جای جهان ، دشت لوت در ایران میباشد
ولی به گمانم کارشناسان و مدیران ناسا از داغ دل من بی خبرند که داغترین داغهای جهان را در گوشه ی دلم جا داده ام .

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:53

و هر گلخوشبویی کهاز زیر خاک به آفتابسلام میدهد رابخاطرتدوست خواهم داشت .من به ریشه یتمامی گلها و درختانحسادت میکنم ،من به تمامی درختانیکه در همسایگی اتعطر تنت را رویشکوفه های پیراهنشانمی پاشند حسادت میکنم .من حسادت میکنمبه این وارثان عطرت کهبرای لحظه ای بوییدنت سراغت راباید از آنان بگیرم .آری من حسودم حسود . . .ولی همسایه هایت را دوست دارمبخاطرهمجواری با آغوش تو.من که میدانمبهار که میشود در جیب همسایه هایتعطر میکاریتا برایم پیغامی از تو بیاورند ،پس هر گل خوشبوییکه از زیر خاک به آفتابسلام میدهد را بخاطرتدوست خواهم داشت .جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:53

با دفتر شعرهایمخاکم کنید ....میخواهم دفترم را به دست خدا برسانمتا بخواند حدیث دردهای شبانه ام را.....و حال خدا چه دیدنی میشودوقتی ببینددفتر شعرم رابا نام توآغاز کردهامجبار فتاحی رستا  |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم دی ۱۴۰۱ساعت 15:14&nbsp توسط رسـتـــــــا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 14:56

من که میدانمصدای پای باران ،افتادن برگ ها ،هلهله ی هر صبح پرندگان ،سرک کشیدنهای همیشگیآفتاب ، بهانه ست . . .و چه بهانه ای بهتر ازآمدن تو . . .مهرماهی من !تو ای پاره ی تن !عطر پیراهن کنعانی اممونس و رفیق جانی امباعث هر راز و نیازمخدای کوچک و روی نمازمتو آمدی وخدا هم طعم نقاشی را چشیدگوشه ی دنجی نشستو تو را برایم کشیدبهانه ی آمدن باران و سجده ی برگو آواز پرنده و دلیل طلوع آفتاب وطعم نقاشی خداآمدنت___مبارک#جبار_فتاحی_رستا + نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۴۰۰ ساعت 7:20 توسط رسـتـــــــا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 11:32

چشمـــهای خیــــسم کهشستـن نمیخــواهــند .خاطــره هـا رابایـد شسـت ،تا که شــایـدکمـــی آب بـرودحجـــم دلتنگـــی ام . . . .#جبار_فتاحی_رستاپی نوشت : شعری در جواب شعر زنده یاد استاد سهراب سپهری که میفرمایند : چشم ها را باید شست + نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۴۰۰ ساعت 7:30 توسط رسـتـــــــا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 11:32

او پلک میزند ومن قلم ،و آدمهای اطرافمشعر نوش جان میکردند . . .انصاف یعنیبه زیر شعرهایم ،کنار اسمم ،عکس چشمان تو هم باشد . #جبارفتاحی_رستــــــــــا + نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۴۰۰ ساعت 8:13 توسط رسـتـــــــا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 11:32

هر بار که شعری از من

بدستت رسید

بیادم فاتحه ای بخوان

من لا بلای این شعر ها

بارها برایت مرده ام .

جبــــــــــــــار فتاحی (رستا)

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:08

یقین دارم
آینده گان
به #تو
ایمان می آورند .

از اعجاز
تو
باید همین کافی باشد
که درد را
هرشب
در من
به روز میکنی


#جبارفتاحی_رستــــــــا

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:08

عشق یعنی ...اولین باربا نگاهشمرا کشت ،آخرین باربا رفتنش . . .و عشق یعنیمرده ای کهباز همبرایت می میرد . . . #جبارفتاحی_رستاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 18:12

میان آغوش
پنجره ی اتاقم
منتظرم و می بارم
تو بگو
چند باران و انتظار
تا آغوش
تو
فاصله دارم ؟

جبـــــار فتاحی_ رستا

برچسب: نویسنده: نیکان عباسی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 9:46

صفحه بندی